تبليغاتX
حریر
دیشب شب شعر بودیم...
این نوشته ها شعر نیست اما به مراسم ٬بی ربط هم نیست

بیابانکی: زمستان گاز نداشتیم
               بهار ٬ برق
               تابستان هم آب   
               به این می گن مدیریت بحران!

 

تفاوت زن ها با مردها:
              عشق و هنر ابداع آنان است!
              همیشه مقداری پول پس انداز دارن که کسی از آن خبر ندارد!
              همیشه جوان تر از سن شان هستن!
              بهشت زیر پایشان است!
              همیشه حرف برای گفتن دارند!
              به راحتی گریه می کنند از اینرو آمار سکته در آنها پایین است!
              ....

حضرت آدم خوشبخت ترین مرد عالم بود چون حوا به او نمی گفت:
          
    من آدمت کردم!
              دیشب کجا بودی؟
              چرا اینقدر می ری خونه مامانت
              مامانم اینا...
              می دونی چقدر خواستگار داشتم؟! 
            
                                     
             

   

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 15:5  توسط حریر  | 

گلهای آفتابگردان و تصویر زیبای کنار جاده ما را وسوسه کرد برای عکس گرفتن... تصور آن که در این جاده خلوت خارج از شهر، آفتابگردان ها نگاه دیگری را به سمت خود بکشانند، بعید بود. اما دوربین و جست وخیز حریر، نظر سرنشینان دو خودرو را جلب کرد. در یک روز تعطیل٬ در این جاده پرت، همکاران اداره، اول دوربین بعد تو و حریر را شناخته اند،  چقدر راحت همه تصورات محال، ممکن و شدنی می شوند!

 

 

 

 

                                      

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 10:36  توسط حریر  | 

می شنوم٬ می شنوم٬ آشناست
موسیقی چشم تو در گوش من
زمزمه شعر نگاه تو را
می شنوم با دل و جان آشناست
اشک زلال غزل حافظ است
نغمه مرغان بهشتی نواست
...
ه.ا.سایه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 12:39  توسط حریر  | 

 

                                                  

                           پدرم را پرستیدن، کفر اگر نباشد تکلیف است،
                           دوستش دارم که هنوز دلش نگران من است.
                                  ستایش برای همه خوبی هایش...
  

                                            

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 12:12  توسط حریر  | 

 

  

 

حافظه به حافظه علی ماندگارتر شده است. او که درقاب انسانیت بر دیوار تاریخ، نقش بسته و چشم نواز همه بزرگ مردان است. انسانی که قصه زندگیش از کعبه آغاز شد و در ذات صاحب کعبه ذوب شد.
ولادتش تذکر بهتر زیستن و غیر خدا هیچ ندیدن است.
میلادش مبارک
...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 12:1  توسط حریر  | 

بعضی جاهای دنیا هنوز ناشناخته مانده اند. درست در همان مناطق٬ قبیله و آدم هایی زندگی می کنند که با دنیای ما غریبه اند. مثل خیلی قبایل در اکوادر٬ گینه نو٬ گیسبون استرالیا... یا همین منطقه هوفل پلنگی در چهار محال و بختیاری خودمان که تا ۲۰ سال پیش در غار زندگی می کردند!
بعد از کشف این قبایل٬ خیلی از آنها حاضر نشدند وضعیت خودشان را تغییر دهند و به شهر نقل مکان کنند.
 دوری از جوامع مدرن٬ خوبه که عقل را زایل نمی کنه!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:26  توسط حریر  | 

وقتی نیستی باید جایت را بسپاری تا کسی نگیرد!
حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه وقتی داشت می رفت چین این کار  را نکرد و حالا دیگر سخنگو نیست!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:20  توسط حریر  | 

دست خودم نیست٬ نمی دانم همه چیز در جامعه بیرون به همه چیز در جامعه کوچک اداره ما ربط پیدا می کنه! مثل خبر امتحان مجدد از متقلبان کنکور کارشناسی ارشد!
اگر اینها متقلب بودند امتحان مجدد چرا؟
اداره ما متقلب که اگر خدا بخواهد ندارد! منتهی ناسازگار زیاد دارد. با ناسازگارها ی اداره ما هم به همین طریق نرم و لطیف برخورد می شود.<بیشترین مدارا٬ بهترین برخورد> سیاستی است که برای این افراد در پیش گرفته شده است...

نتیجه اخلاقی: متقلبان و سرکشان پیروزند! 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:17  توسط حریر  | 

زن٬ عاشق مردی شده بود که به مراسم سوکواری مادرش آمده بود. چند روز بعد زن٬ خواهرش را کشت. چرا؟
.
.
.
.
جواب بچه ها جالب بود! یکی می گفت چه لزومی دارد که آدم در ختم مادرش عاشق شود! یکی دیگه می گفت آلت قتاله چی بوده؟ همون روز کشته؟ ...

جواب : علت این بوده که مرد در مراسم سوکواری خواهرش شرکت کند و دوباره بتواند او را ببیند!

 اگر می شد برای باز کردن گره کلیه مشکلات از این روشهای مختصر و مفید استفاده کرد چی می شد!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:55  توسط حریر  | 

جناب اشعری میانگین مطالعه را دو دقیقه اعلام کردند و برخی با احتساب مطالعات درسی این رقم را تا ۶ درصد هم قابل افزایش می دانند. آقای صفارهرندی میزان مطالعه در کشور  را خیلی بالاتر از این حرفها میداند و کلا از اعلام این ارقام ناراضی است. شاید تشکیل کمیته سنجش میزان مطالعه برای بررسی همین وضعیت باشد.
ولی اصولا سر ۵ دقیقه این طرف تر و آن طرف تر٬ آدم خون خودش را کثیف نمی کند!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:41  توسط حریر  | 

روزهای کسالت باری است. رئیس بزرگ٬ مسافرت تابستانی رفته و چنین مواقعی اداره زودتر از او به استقبال تعطیلات می رود! بعد از یک دوره کار فشرده و بعد استراحت٬ اکنون برای شروع مجدد فعالیت٬ اداره ماتم سرا شده!
نبودن اعتدال٬ همیشه ادامه کار را دشوار می کند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 10:14  توسط حریر  | 

مرگ در جانم تلاطم می کند این روزها
زندگی دارد مرا گم می کند این روزها

 

عشق می آید خبر می گیرد از اندوه من

درد می آید تبسّم می کند این روزها

 

گاه تنهایی می آید می نشیند پای حوض

سنگ هم با من تکلّم می کند این روزها

 

مرگ از جسمم نمی پرسد که حتّی کیستی

مرگ بر روحم ترحّم می کند این روزها

 

روح بازیگوش، می خندد به جسم خسته ام

جسم، روحم را تجسّم می کند این روزها

 

دختران کوزه بر سر می رسند از راه دور

کوزه گر خاک مرا خُم می کند این روزها ...

 

علیرضا قزوه                                                                  

 http://ghazveh.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:26  توسط حریر  | 

یکی از دوستان٬ شش سال پیش خیلی تلاش کرد و با خرج های میلیونی توانست رشته مهندسی در شهرستانی دور قبول شود. یک ترم خواند و بهمن آمد تهران... ما نفهمیدیم چرا. اما چند ماه بعد به ما شیرینی داد که پزشکی دانشگاه آزاد تهران قبول شده!
هر چقدر حساب کتاب کردیم که ارتباط رشته ریاضی و آن همه کلاس خصوصی مهندسی را با پزشکی بفهمیم... نفهمیدیم! فقط ملتفت شدیم قبولی در رشته پزشکی تهران آسانتر و کم هزینه تر از مهندسی فلان شهرستان است! البته در کم هزینه تر بودن آن شک داریم! به هر حال٬ هدف رشته پزشکی بود که اکنون به یاری دوستان محقق شده است! حالا همه اینها که بر سر گیر و دار تقلب های کنکوری جر وبحث می کنند٬ حاضرند برای ویزیت نزد خانم دکتر بروند؟
انصافا برای تنبیه٬ کافی است که متهمان را مجبور کنی یک سر بروند نزد خانم دکترها و آقادکترهای مذکور تا برایشان نسخه بپیچند! دیگر به مجازات هم نیازی نیست 

     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 17:28  توسط حریر  | 

«...از این که ما را تحمل کرده و برای اتمام این طرح با ما همکاری می کنید متشکریم»

این جمله و نظایر آن که این روزها در کنار پروژه های شهرداری به چشم می خورد، تنها دلیل انتخاب قالیباف به عنوان کاندیدای شهرداران برتر جهان نیست، ده شهردار دیگر هم کاندیدا هستند تا 23 مهرماه  برنده نهایی اعلام شود.

به این ترتیب، شهردار اگر نه در بازار داخلی که در بازار جهانی به عنوان کاندیدایی قدرتمند ظاهر شده است. کاش شهردار فقط شهردار می ماند...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:17  توسط حریر  | 

مهم نیست که جامعه، حضور زنان در اجتماع را بپذیرد، مهم این است که زمینه هایی فراهم کند که استعدادهای ذاتی و بالقوه آنها محلی برای بروز و ظهور پیدا کند و اگر صلاحیت و موقعیتی برای ارتقا وجود داشت، مانعی برای احراز آن جایگاه  ایجاد نشود!

بدون اغراق در بسیاری از محیط های کاری در کشور خودمان، تعداد زنان شاغل با غیرت، متعهد و مسئول نسبت به مردان افزونتر است. اما نگاه سنتی مدیران، همچنان در جا می زند!

برای بسیاری این پذیرش، سخت است حتی برای جوامعی که مدعی دفاع از حقوق زنان هستند.
زنان اروپایی 15 تا 22 درصد کمتر از مردان حقوق می گیرند و کار فرمایان تمایل به داشتن مدیر مرد دارند. در آلمان 28 درصد زنان در پست های کلیدی مدیریتی مشغول هستند.
بر طبق آماری که مرکز مشارکت زنان در سال 82-83 ارائه نموده است،جمعیت فعال زنان ایرانی، 21% ٬سهم درآمد زنان  11% و آمار مدیریت زنان در ایران 13% برآورده شده  است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:17  توسط حریر  | 

بیل گیتس و همسرش ملیندا عقیده جالبی دارند: یک فرد ثروتمند  باید برای فرزندانش آنقدر پول بگذارد که بتوانند کاری بکنند ولی این پول نباید آنقدر زیاد باشد که آنها هیچ کاری نکنند.

بیل گیتس 65 میلیارد دلاری  پس از 30 سال فعالیت، هفته پیش به ریاست خود بر شرکت مایکروسافت پایان داد.

من که نتوانستم ثروت و سخن حکیمانه بیل! را یک جا جمع بزنم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 11:0  توسط حریر  | 

زندگی مثل شربت است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی، لیوان شربت.

انتخاب لیوان های زیبا، کیفیت شربت را تغییر نمی دهد اما در علاقه و میل ما به نوشیدن بسیار موثر است.

توجه زیادی به ظاهر لیوان، ما را از لذت نوشیدن و کیفیت نوشیدنی محروم می کند!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 10:59  توسط حریر  | 

                                         


                                      برخورد پلیس با آتلیه های متخلف عکاسی   

                                جای نگرانی نیست! کلیه خبرنگاران٬ ماموران و بازرسین
                                از محارم بوده و از دیدگاه شغلی با دقت به عکس ها و
                                آلبوم های آتلیه نگاه می کنند.

               

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:3  توسط حریر  | 

دیروز به رسم قدردانی یک هدیه ناقابل به همه پرسنل تقدیم شد. همه در ماه های گذشته تلاش کردیم تا به نتایج مورد نظر سازمان مان دست پیدا کنیم. منتهی گروهی از همکاران فقط نظاره گر این تلاش بودند٬ در حالیکه از همه به یک اندازه قدردانی شد. دلایل آن:

۱. به گفته مدیران٬ چون ما نسبت به بقیه خیلی بزرگوار و خوش قلب هستیم...!
۲. تا چند روز آینده سرمان گرم باشد تا درباره برقراری عدالت بحث و تبادل نظر کنیم!
۳. دنیا خیلی بی ارزشه!

   

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:24  توسط حریر  | 

 یک روحانی ٬گوشی به دست٬ بدون داشتن مجوز طرح ترافیک و عدم رعایت حق تقدم هنگام عبور از تقاطع...
سر جمع؟
برای همه آدم های کمی سرشناس به تعداد همه مردم٬ دوربین مخفی و پلیس وجود داره!  
حاج آقا پناهیان به کجا چنین شتابان؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:5  توسط حریر  | 

 

ماشین های پلاک قرمز، همه مردان سیاست را جلوی در ورودی سالن اجلاس پیاده می کنند. فرش قرمز برای همه پهن است بی هیچ تفاوتی. غریبه ها پشت چراغ قرمز گیت می مانند. خودی ها بدون دوربین و موبایل، به داخل سالن راه یافته اند.

اینجا محل چاق سلامتی های سالانه است، اینجا همه گرد هم می آیند تا فیلم ببینند، آشتی کنند، ضعف ها را مرور و قوت ها را علم کنند، احسنت و مرحبا بگویند، لباس نو بپوشند، مانور بدهند، رو کم کنند و از ته حلق سلام احوالپرسی کنند، اینجا محشری از حاج آقایان است...

 

1.همان ابتدا در مراسم کلیپی پخش شد که با مرام میزبان تطابقی نداشت.یک کلیپ امروزی شیک. این جور کارها از دید آقایان مناسب جشن تولده. بعضی ها که آی کیو پایین دارند دائما ربط این جشن سالانه را با حادثه هفتم تیر سوال می کنند!

2. فلش های صعودی نمودارهای داخل کلیپ همه از کمان در رفته و چنان سوی آسمان رفته بود که هر آن نگران بودم از صفحه نمایش به در رود!
الحمدا... همه ارقام و آمار مرتب و بالای 200 درصد بود. همه خوب بودند ما هم خوبیم!

3.در حالیکه رشد سالانه پرونده های قضایی 15درصد اعلام شده است که به نسبت جمعیت کشور بسیار رقم بزرگی است، یکی از شعارهای امسال کاهش پرونده های قضایی است.به امید خدا امسال می خواهیم کار 9 ساله را یک ساله انجام دهیم!

4.رئیس جمهور در ابتدای سخنرانی اش اظهار سعادتمندی کرد که زیارت عزیزان نصیبش شده است. من مطمئن هستم که بعضی از این عزیزان هم متقابلا این سعادت را حس می کردند!

5. احمدی نزاد گفت: هر جا عدالت جاری شود همانجا شیطان خیمه زده است. ما به رئیس جمهور این اطمینان را می دهیم که روزانه ده ها فقره ازاین خیمه ها را آتش می زنیم که در همین راستا پیشنهاد تاسیس ایستگاه آتش نشانی در محاکم در حال بررسی است!

6. احمدی نژاد، شاهرودی را انسانی باهوش، مبتکر و صاحبنظر خواند. ما از این که رئیس مان این صفات را دارد بر خود بالیدیم. اما دیگران چندان نبالیدند. چون در این جمع تقریبا اکثریت خود را بالاتر از این حرف ها می دانند. ضمنا خیلی فکر کردیم که آقای شاهرودی امسال چکار کرده که همه در سخنرانی هایشان به باهوش بودنش تاکید و اشاره دارند. این صفت تازه کشف شده سخت ذهن مان را مشغول کرد!

7.رئیس جمهور گفت که قوه قضاییه باید یک دادگاه ویژه جنایتکاران جهانی ایجاد کند.در این صورت جنایتکاران عزیز در طول دادرسی عمرشان را  به ملت شریف ایران خواهند داد (به خاطر دقت زیاد قضات و تعدد جنایات نه مشکل دیگر!)  

8. احمدی نژاد گفت: قوه قضاییه ظرفیت و توانمندی بالایی دارد. نمی دانم کدام یک از توانمندی های ما چشم رئیس جمهور را گرفته ولی با خالی بودن 50درصد پست های قضایی ما انصافا ظرفیت مان بالاست!

9. این گردهمایی جشنواره دوستی هاست! من مدیری را دیدم که به دلیل شایعات بی اساس٬ اخیرا متهم به اهانت به دولت و رئیس جمهور شده بود!! وی به عنوان یکی از میزبان های اصلی برای رئیس جمهور سنگ تمام گذاشت! شنیدم که به عوامل اجرایی تاکید می کرد مبادا ویژه نامه را قبل از سخنرانی رئیس جمهور محبوبمان پخش کنید.چون همه شروع به ورق زدنش می کنند و به وی اهانت می شود! وی درست به همین علت در فاصله جغرافیایی کمی از رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه نشسته بود و در کادر عکس بسیاری از خبرنگاران قرار داشت. عکس های سه نفره این سه تن امسال غوغا کرده بود.  این هجمه های دشمن برای نیروهای خودی معلوم نیست کی تمام می شود!

10. قالیباف یکی از غایبین جلسه بود. اقتدار و ابهت و جذبه وی که سال گذشته نگاه همه آقایان را به سوی خود جلب کرده بود، امسال حذف شد تا خیال همه راحت باشد.یاد داستان سفید برفی افتادم. اما سفیدبرفی عاقبت به خیر شد...

11. رئیس سازمان بازرسی هم غایب بود. غیبت او به هیچ پرونده ای ربط نداشت. اما احترام آدم باید دست خودش باشد!

12. نگران بودیم بهداشت قضایی، بهداشت غذایی شنیده شود! وقتی اتقان آرا، اتاق آرا شنیده شود...

13.مجری برنامه با لحنی حماسی قبل از دعوت از مقامات برای سخنرانی، روایتی تاریخی می گفت. درست پیش از دعوت از شاهرودی، داستانی را نقل کرد که ربطش با شما. ما بی تقصیریم.

حاکمی به هر یک از دوستان و نزدیکان سهمی از قدرت را تفویض کرده بود، روزی قرار شد یکی از دوستانش را برای زمامداری شهری بگمارد. هر جایی را پیشنهاد می کرد او بهانه می آورد و نهایتا حاکم را عصبانی کرد.حاکم در پیشنهاد آخرش گفت:برو به جهنم!که جواب شنید آنجا هم که برای مرحوم پدرتان است!

14. زمان پذیرایی، ساعت غریبی است. بشقاب ها کارکرد لودر را پیدا می کنند و از آستین و جیب مهمانان گیلاس و زردآلو آویزان می شود. بحث چند دقیقه پیش در مورد اطاله دادرسی و توسعه قضایی به اتمام رسیده است. حالا نوبت احیای حقوق شکم است! اجرای عدالت آنقدر نفس گیر است که فرصت میوه خوردن در تمام طول سال را نمی دهد!

15.بعد از ساعت استراحت نصف سالن خالی می شود. اکثرا برای اجرای عدالت به محل کار خود شتافته اند!

16. خواب، این بخش لذت بخش و ثابت همیشگی برنامه هم امسال هست و همکاران با چرخاندن سر خود آمار چرت زدگان را می گیرند.

17.روز زن با بهانه بسیار موجه ماست مالی می شود و با خواندن شعری عریض و طویل به طور معنوی از آنان تقدیر می گردد.

18. در حالی از پارکینگ بیرون می آیم که حسابی گرسنه ام. در سه چهار سال اخیر هیچ وقت اصراری بر خوردن غذا در این جمع نداشته ام.مهمانان زن که در این مراسم تعدادشان به بیست هم نمی رسد، ترجیح می دهند میدان را به اکثریت واگذار کنند و محترمانه ناهار را در اداره یا خانه بخورند!    

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:14  توسط حریر  | 

در کمتر از 24 ساعت، 44 نفر جان خود را از دست می دهند. کارگران یک ساختمان و مسافران یک اتوبوس. حالا هر چقدر مسئولان، تقصیر را گردن هم بیندازند و استاندارد ساختمان سازی و نظارت پلیس راه محور بحث ها شود، مگر کسی زنده می شود؟  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:0  توسط حریر  | 

به رسم همیشه فراخوانده شدیم نه برای مواخذه، این بار برای تقدیر. مدیربزرگ خیلی خویشتن داری کرد بد و بیراه نگوید. گو این که دفتردارانش از این عنایات هیچگاه بی نصیب نیستند. امسال حالمان نه از غرولند که از تقدیر و تشکرهای زیادی و تکرار اسامی بد شده بود. به قول عزیزی، طرف توی استادیوم آزادی به اولی دست داده و مجبور شده بود تا آخر برود!

مدیر بزرگ چند بار با نگرانی تکرار کرد کسی نبود؟ او بیشتر از این که برای مصالح ملی نگران باشد، از آه و ناله و نفرین پرسنل خود واهمه دارد.نگران نیست که بر سر روزنامه قلع و قمع شده اش چه می آید! برای آنجا خیالش حسابی راحت است اما برای بچه های غیرقابل پیش بینی اداره هیچ حسابی باز نکرده است.نگران این است کسی برای تشکر از قلم بیفتد٬که این یکی تبعاتش بس هولناک تر است! مدیرکوچک داغ کرده است غر می زند« کولر به سمت من نیست» همه توجه ها به سمت کولر جلب می شود.بحث کولر آنتراکت خوبی است که تا آخر جلسه ادامه می یابد و از غلظت تشکرات می کاهد!  رئیس کوچک، بهانه گیر نیست اما بررسی پیشنهادات جدید شغلی، در افزایش دمای او بی تاثیر نبوده است! وی، برنامه های فشرده ای دارد. چند دقیقه است که از جلسه سخنگو رسیده و با تایید و حضور نهایی او این جلسه برگزار شده است. با او کار کردن سخت است. قاضی است اما مایل نیست به هیچ یک از مخاصمات درونی قبیله فیصله دهد. نام کشمکش های کاری از نظر وی«حاشیه» است. این نام وام گرفته ازفرهنگ رییس بزرگ است که به شدت به مسائل حساس مملکتی حساس است! و هیچ اعتقادی به طرح حاشیه ها و در حقیقت، بهبود اخلاق کاری ندارد. همین حاشیه های شیرین چند جوان پرشور و هیجان زده، چندی پیش محور خبرها شد که به نظر او چنین رویدادی مهم نبود از نطر ما هم البته مهم نیست!

رئیس بزرگ ظاهرا از نتیجه کار راضی بود، از ایده اولیه طراحی بنر و برد وسیع تبلیغاتی آن سخن گفت. این ایده به کارشناسی تعلق دارد که همیشه متهم به انجام کارهای فانتزی است. البته این اتهام دائمی بوده و  قابل رفع نیست٬ از این رو طبیعی و غیر قابل دفاع است!

بعد معاون رئیس دعوت به سخنرانی شد.این کار مورد علاقه وی، مورد علاقه ما هم هست!چون از شنیدنش همیشه محظوظ می شویم. لید سخنان وی معدن زغال سنگ و استخراج الماس بود. نمی دانم پرونده پالیزدار را زیاد خوانده بود یا ما به «معدن دار» و کارگر معدن شباهت داشتیم! دائم نگران بودم تغییر نام اداره کل به معدن فرهنگی اجتماعی ناگهان در ماه های آخر تصویب شود!

معاون از هوش و استعداد رئیس، داستانها گفت و من بی درنگ یاد خلاقیت و هوش رئیس خیلی بزرگ تر افتادم که تیتر اول روزنامه  ای شده بود. خب طبیعی است آن هوش و این هوش!

وی همچنین به ملاحظه کاری های برخی مدیران اشاره کرد و گفت آقای رئیس بزرگ از این جور ملاحظه کاری ها ندارند...
برخلاف بسیاری از نقل هایش، این یکی را خوب آمد! شنیده بودم که در جلسات مهم کاری، بی محابا حرف می زند، نظر می دهد و انتقاد می کند... در سه قفله ایمنی دفتر آقای رئیس٬ برای جلوگیری از همین واکنش های احتمالی است!به هر حال در مورد کارمندان هنوز شجاعتی از وی بروز نکرده! هر چند می گفت در عملیاتی« پارتیزانی» برایمان هدیه جذب کرده است!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 0:32  توسط حریر  | 

 

شهید شادمانی ها مشو، غم را  مواظب باش

اگر بر عمر حسرت می بری، دم را مواظب باش

...

 نمازی آتشی خواندی، بهشتی دوزخی دیدی

بهشت نقد گم کردی،  جهنّم را مواظب باش
...

 کلامی تازه پیدا کن، بهشت گم شده این است

سحر را تازه کن، باران نم نم  را مواظب باش

http://ghazveh.blogfa.com                     
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:22  توسط حریر  | 

بعضی ها ذهن خوبی برای سوژه سازی دارند. گروهی از این بعضی ها که از نظر رتبه بندی در مرتبه بالایی از سوژه سازی قرار دارند، به مخاطب جهانی فکر می کنند.اصولا خیلی موافق نیستند که نام ایران در خبر رسانه های خارجی در اولویت پایینی قرار بگیره !به همین خاطر چندی یک بار هم خودشان را سرگرم می کنند هم ما هم مسئولان هم مخاطب جهانی را !

 رئیس دستگاه قضا امروز در جلسه مسئولان عالی قضایی به همه این آدم های دلسوز و خوش فکر گفته که کاری نکنند که این ذوق و سلیقه کار دستشان بده... ایشان یادآور هم شده اند که خیلی از این خوش فکرها که متخصص متهم کردن دیگرانند، خودشان ریگی به کفش دارند...ما صحبتهای آقای رئیس را خودمانی گفتیم که همه متوجه بشوند. همه متوجه شدند؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:2  توسط حریر  | 

 داستان مردان سیاست گاهی به نقطه اوج می رسد، گاهی خواننده را سردرگم می کند و گاهی روایت را شگفت انگیزتر کرده و مخاطب را هیجان زده می کند. مردان سیاست، غیرقابل پیش بینی و مرموز گره به ماجرا می زنند و گاه جوانمردانه گره گشایی می کنند  اینها همه برای کسب منافعی است که در این بازارمکاره داد وستد می شود. آنها نه دیوید کاپرفیلدند نه رابین هود. به تام و جری بیشتر می مانند! اشکها و لبخندها، شیطنت ها، خرابکاری و کشمکش های مردان سیاست گاه اینقدر بالا می گیرد که مفسران را هم در تحلیل موقعیت و پیش بینی حرکت بعدی مبهوت و گنگ می گذارد.

اعتراف، استعفا، مواخذه سه راس مثلثی می شوند که همه در تفسیر اضلاع آن معلقند.

رقابت، تخریب، عذرخواهی با دلی خنک شده، مثلث دیگر است و صدها مثلث و لوزی و ذوزنقه دیگر که کشورمان را حسابی هندسی کرده است...  

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:2  توسط حریر  | 

جاسوس اسرائیل وقتی داشت به سوال خبرنگاران جواب می داد با جدیت می گفت خوب گوش کنید همین یک بار را توضیح می دم، پس سعی کنید متوجه بشید...!

آقا جلسه گفتگو با خبرنگاران را با کلاس درس اشتباه گرفته بود و از این که بعد از مدت ها تجارت اطلاعات، تازه مچش باز شده بود حق داشت فکر کند که مطلب دیر می افته!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:1  توسط حریر  | 

                              

                                من  کماکان در خدمت شما و سایر دوستان هستم!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:44  توسط حریر  | 

             

این خطوط رنگ شده٬ قسمت های مهم درس برای شب امتحان نیست! اطلاعیه روی برد یکی از دانشگاه ها و برجسته کردن متهمان مهدور الدم در جریان لغو امتیاز یک روزنامه است!  اون رنگ سبزه متهم اصلیه!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:37  توسط حریر  | 

این تیتر شگفت انگیز و زیبا به عنوان تیتر اول در یکی از نشریات سازمانی نوشته شده است!(۹/۴/۸۷)
مدیر این نشریه که از مهاجران اولیه این سازمان قبل از رفتن مدیر اصلی است٬ در تیتر زدن به هنرنمایی پرداخته است!

جناب آقای هاشمی شاهرودی به عنوان شخصیتی عالم٬ مجتهد٬ فاضل
و مسلط بر مبانی٬ فرصتی مناسب برای ارتقای قوه قضاییه است

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:16  توسط حریر  | 

                          

                     

 

                                                                                        

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:56  توسط حریر  | 

.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 14:48  توسط حریر  | 

وقتی فکر می کنی کسی پشتوانه قوی دارد و هیچ تهدیدی برایش متصور نیست ولی ناگهان اتفاقی رخ می دهد٬ دلیل آن از چند حالت خارج نیست!

۱. آن اتفاق اشتباهی واردشده و به زودی جبران می شود!
۲. آن اتفاق عمدا و اگاهانه روی داده!
۳. تمرینی برای جشنواره تئاتر بوده!
۴. همه موارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 9:3  توسط حریر  | 

اینجا جای دیگری نیست، اینجا تهران است صدای اولین گام های رسمی انتخابات ریاست جمهوری...

  این رقابت و این میدان مبارزه چه ها که نمی کند! جمعی پیگیرانه می کوشند از چهره ای که ساخته اند محافظت کنند. جمع دیگر در تلاشند این بت اشتباهی را متلاشی کنند. آن عده هنوز کم نیاورده اند. این عده برای انتخابات آتی تازه نفسند و اینقدر تند می روند که یک شبه تعطیل می شوند. می گویند ما که گفتیم هرچه باداباد! اینقدر در گفتن عجله دارند که 14 غلط تایپی در یک صفحه زیاد برایشان مهم نیست. مهم آن است که هرم دل گرفته شود. حتی اگر روزنامه توقیف شود، باز هم کیف دارد،  16 صفحه ویژه نامه را عشق است!

   "عجب فیلم تبلیغاتی مسخره ای! چقدر ولخرجی در سابقه آقای رئیس! عجب شعارهای آسمانی! چه وعده های عوامفریبانه ای! اینهم نقل قول های بی مایه و خنده دار از اطرافیان آقای رئیس، کمی هم خاطره های جوانان جو گرفته دوران انتخابات قبلی، طرح های تباه کننده فعلی و اسبق آقای رئیس جمهور..."

اینجا جای دیگری نیست. اینجا تهران است صدای اولین گام های رسمی انتخابات ریاست جمهوری...

   کاهش شدید برای قدرت خرید کارگران کادره می شود. ناکارآمدی سیاست گذاری های پولی و ضعف بانک مرکزی تیره تر نوشته می شود، بازار در چنگال اقتدار دولت تیتر می شود... 
 برای مردم در این کارزار چه عایدی حاصل می شود؟ به چه تضمینی دیگری اوضاع را بدتر نکند. آن دیگری که در انتخاب اصلح خود پیش از این، راه تبلیغاتی صحیحی را نپیمود آیا اکنون این تیرها را بر اساس برنامه جدید خود رها می کند؟ آیا این تصویر تیره آغشته به واقعیت بخشی از برنامه های جدید است؟ آیا یادگاری های دیگری قرار است بر دیوار شهر نوشته شود که به نفع مردم باشد؟

آیا این اطمینان وجود دارد که سالها بعد، ویژه نامه دیگری پرونده "نشدن ها" را منتشر نکند و توقیف بر آن سایه نیفکند؟
این اصول تبلیغات چه سهل و چه دشوار است! با این همه قدرت و اختیار و ابزار، چرا باید راه را به خطا رفت؟ اصول تبلیغات آموختنی است.  اتکاء مطلق به نفس و حرکت بلدوزری، ویران کننده است.

 اکنون یا هر زمان دیگری، حفظ منافع ملی و احترام به افکار عمومی مهمتر از میدان مبارزه است.آقای رئیس البته که باید نقد شود تا شمار وعده ها از حساب خارج نشود تا میدان عمل، گشوده تر شود تا نالایق ها غربال شوند...اما پوزخند به آنچه گذشته است دردی را درمان نمی کند.گفتن هر چه باداباد هم اوضاع را بهتر نمی کند.     

 

 

دبیرخانه هیئت نظارت بر مطبوعات اعلام کرد: «روزنامه «تهران امروز» شنبه شب لغو امتیاز شد».
در پي درج مطالب روز شنبه ويژه‌نامه هفتگي روزنامه «تهران امروز» كه منجر به احضار قربانزاده، مدير مسئول اين روزنامه به دادگاه رسيدگي به تخلفات كاركنان دولت شد، اين روزنامه با انتشار مطلبي تحت عنوان «عذرخواهي»با اشاره به مطالب ويژه‌نامه‌سوم تير اين روزنامه كه در اولين روز تيرماه منتشر شد، مطالب مندرج در آن را خارج از فضاي اعتدال و نقد عالمانه عنوان و تصريح كرده است:اعلام مي‌كنيم كه ويژه‌نامه روز گذشته از رويكرد علمي و معتدل تهي بوده و شوراي سردبيري روزنامه بدين وسيله و با صراحت تمام از مسوولان دولتي عذرخواهي نموده و دوام توفيقات اين عزيزان را آرزو مي‌كند.

 

... دادسرای کارکنان دولت، قربانزاده مدیر مسئول روزنامه رابه اتهام چاپ مطالب و تصاوير اهانت آميز نسبت به رياست جمهور و نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و ايراد افترا در روزنامه شماره ‪ ۴۴۳‬مورخه۱/۴/۸۷با شكايت مدعي العموم به دادسرا ي كاركنان دولت احضار کرد... 

 

 بار مدیرمسئولی چه سنگین است!

 

 

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:54  توسط حریر  |