خوش بینانه اش این است که فکر کنیم چه زنان با جنبه ای! حالت درستش البته این است که احتمالا دست به یکی کرده اند که در دادگاه خودشان او را محاکمه کنند. به نظرم محمد بیلو اکنون اعدام را ترجیح دهد!
این اولین تجربه حریر در مترو بود که همه مسافران مترو با او در این تجربه شریک بودند!




"گلن وارد" می گه: انسان در بطن جامعه تعریف می شود. نژاد، طبقه اجتماعی، جنس، سن و موقعیت می تواند این تعریف را در شرایط مختلف، متفاوت کند.
... به نظر می آید که ما آدمها هیچ وقت قرار نیست به تعریف واحدی از خود برسیم. چون هیچ وقت شرایط یکنواخت و مشابه نیست. طوفان های کاری و نشیب های زندگی، این نعاریف را متعدد می کند. مقاومت در برابر خیلی از این ناملایمات، فقط شاید بتواند تنوع تعریف را از «خود» به حداقل برساند. در غیراینصورت به ازای هررویداد و لحاظ کردن جنسیت، سن یا عوامل دیگر یک تعریف جدید از ما زاده می شود. این تعدد، زندگی را پیچیده تر می کند. ترکیب ظرافت جنسیتی، محافظه کاری سالمندی یا غرورموقعیتی در تعامل با شرایط جدید، هزاران تعریف پیش بینی نشده بوجود می آورد.
در این جامعه متحول و زایش بی وقفه «خود» های متعدد، تنها با یک ارزیابی درست از شرایط و پیش بینی تعاریف احتمالی آدمها درآن شرایط، می توان راحت تر زندگی کرد! البته به دلیل وجود همه احتمالات، این یک حکم فطعی نیست. یعنی لزوما همه برآوردهای ما از شرایط و آدمها، قرار نیست زندگی راحت و بدون تنشی را برایمان رقم بزند. اینطور نیست؟
۱. در این برنامه ریزی چه شاخص هایی مدنظر قرار می گیرد؟
۲. اولویت ها کدامند؟
۳. موارد فارغ از بحث های آموزشی و پژوهشی شامل چه عناوینی هستند؟
۴. گستره موارد عاطفی و رو در رو چیست؟
۵. ![]()
![]()

بالاخره تموم شد/ نتیجه کار را امروز با سلام وصلوات فرستادیم. حجمش خیلی زیاد بود و باعث شد دو نفر از همکاران٬ آقای رییس را تا مقصد همراهی کنند... چیزی
حدود ده کیلو گزارش!
« از ابتدای سال 39، آتش سوزی، 17 هکتار از اراضی جنگلی در کشور را نابود کرده است.»
به نظر می آ ید لید اینطوری بوده: « از ابندای سال، 39 آتش سوزی.................................. .»
فقط جابجایی یک ویرگول و بی دقتی گوینده خبر، می تونه این سوتی را رقم بزنه! یاد دبیرستان افتادم. مثال معروف: «بخشش، لازم نیست اعدامش کنید»... «بخشش لازم نیست، اعدامش کنید!»
لید: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان از خبرنگاران استان با اهدای سکه های تقلبی در روز خبرنگار تجلیل کرد.(کیهان)
دو روز پیش برای خرید، جلوی مغازه ای توقف کرده بودم که دیدم آقای حدادعادل از درمنزلش خارج شد و آرام به طرف جمع پیرمردهای محله رفت . با تک تک شان روبوسی کرد بعد وارد مغازه شد نه برای خرید، آنجا هم با فروشنده سلام و احوالپرسی کرد... کار ساده ای که خیلی ها در شان خود نمی دانند یا ضرورتی برای آن نمی بینند. چند بار او را در همینجا و همین منش دیده ام. آدم چقدر مگه می تونه نقش بازی کنه؟
شاید دولتمرد درجه یکی نباشه اما واقعا چند تا از رییس مجلس های ما یا رییس کمیسیون فرهنگی مجلس مون اینطوری بودند؟
« در حالیکه اکثر صاحبنظران و مقامات ارشد نظام بر ضرورت پرهیز از شتابزدگی دراجرای طرح تحول تاکید دارند، وزیر اقتصاد خبر داده است که این طرح از نیمه دوم سال آغاز خواهد شد. در عین حال محمدرضا باهنر٬ نایب رییس مجلس اعلام کرد اگر دولت بدون اطلاع مجلس وارد اجرای طرح شود ترمزدستی دولت را می کشیم.»
علاج درد ماشینی که ترمزش بریده به تشخیص آقای باهنر همینه دیگه!
همکارم چند روز پیش برای ماموریت به یکی از استان های غرب کشور رفته بود. تعریف می کرد برای خرید کتاب وارد مغازه ای شدم و منتظر ماندم تا نفر قبل از من کتابش را بخرد. نهج البلاغه خواسته بود که فروشنده گفت: نهج البلاغه کی؟(منظورش ترجمه چه کسی؟) خریدار هم گفت مال حضرت علی(ع)! اولش خندیدیم بعد فکر کردیم که بعضی از آدم ها چرا به سوالات خوب گوش نمی دهند! حالت دومش هم اینه که بعضی ها چقدر ساده هستند و عده ای هم از این سادگی چقدر خوب سوءاستفاده می کنند...
اینجا اداره...
هشت صبح/
دیده بودین کسی صبح اضافه کاری بیاد؟
۱۳ شهریور ۸۷
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی
...
علیرضا قزوه

حریر، مسابقه دوچرخه سواری / پنجم شهریور
عکس: امیر ادهم، روزنامه همشهری