تبليغاتX
حریر
جعل امضا کار بدیه اما هنر بزرگ و کثیفیه!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 15:29  توسط حریر  | 

۱.
همکارم خیلی افسرده است٬ بعد از مرگ مادرش به دور دست خیره می شه. کم حرف تر از قبل شده. برای هیچ چیز دنبال دلیل نیست. انگیزه هیچ کاری را نداره. هیچ چیز برایش مهم نیست. دیروز به حریر می گفت هر کاری دوست داری انجام بده دنیا ارزشی نداره... حریر هم کیف می کرد!

۲.
باز هم همکار افسرده! دختر ۱۵ ساله اش ناراحتی مزمن قلبی داره و دو سه روز دیگه زیر تیغ جراحی می ره. دختر بزرگترش از یک زندگی ناموفق در فرانسه برگشته و حالش خوب نیست. خودش هم هفته پیش قلبش تو هواپیما گرفت...

اما دلخوشی ها کم نیست. به هر دو این را گفته ام. اما بازگشت و لمس زیبایی های زندگی کمی زمان می برد. من امیدوارم این زمان برایشان کوتاه باشد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 15:24  توسط حریر  | 

 نگرانی هایم برای بی رئیسی بی دلیل نبود. باید قبول می کردم!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:51  توسط حریر  | 

دو روزي است در اداره بوي كاغذ سوخته مياد. بالاخره فهميديم گوشه حياط اوراقي را از رده خارچ مي كنند. اين اسناد، محرمانه كه نيست فقط جاي زيادي اشغال كرده بود! همين...
راستي كاربرد "كاغذ خردكن" براي ريز كردن كاغذهاي رنگي و مصارف جشن تولد است!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:24  توسط حریر  | 

روز شنبه رئيس جديد قوه قضاييه رسما كار خودش را شروع مي كنه. از امروز هم رئيس قبلي رسما كار را تحويل داده... اين دو روز فاصله كي رئيسه؟من كه قبول نكردم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:18  توسط حریر  | 

تقريبا نيمي از خودورهايي كه در بزرگراه از كنار ما مي گذرند با سرعت زياد در حال صحبت با موبايل هستند. حرير ديروز  به من گفت: پس پليس كوش اينارو بگيره؟
راستي پليس كجاست؟ اون زانتياها... پليس بزرگراه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 15:12  توسط حریر  | 

قوه قضاییه رکورد مصرف آب و برق را شکست.( خبر یکی از سایت ها به نقل از نشریه برنامه)

قوه قضاییه که زیاد رکورد زده... همزمان با جابجایی ریاست قوه٬ باید فهرست بلند بالایی از آنها تهیه می شد! مثلا رکورد پایین ترین حقوق و دستمزد٬ کمترین امکانات رفاهی٬ بالاترین تفاوت حقوقی بین کارمندان و قضات٬ بالاترین تعداد پلاک قرمزها٬ قدیمی ترین ساختمان و بناهای اداری٬ سرخورده ترین فوق لیسانس ها و دکترهای شاغل٬ بیشترین تعداد دانشجوی مشغول به تحصیل! ٬ بانشاط ترین و خوش انگیزه ترین پرسنل٬...

اووووووووه٬ ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 11:44  توسط حریر  | 

 
   دکتر دیوید پاول، رییس مرکز بین‌المللی مطالعات سلامت می‌گوید: « سیم‌کشی مغز مردان متفاوت است.» او توضیح می‌دهد که ارتباط بین نیم‌کره چپ مغز، جایگاه منطق، و نیم‌کره راست مغز، محل عواطف و احساسات، در زنان قوی‌تر است: «ارتباط بین دو نیم‌کره در زنان شبیه یک بزرگراه است، بنابراین می‌توانند به راحتی بین دو نیم‌کره حرکت کنند. اما در مردان این ارتباط مانند یک کوره راه باریک است که باعث می‌شود دسترسی به احساسات برای مردها چندان آسان نباشد
برای بهبود و اصلاح این کوره راه هیچ کس نباید هیچ تلاشی کند که بیفایده است!
 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:3  توسط حریر  | 

   یك مطالعه جدید نشان می دهد فعالیت‌های اجتماعی در افزایش عمر تاثیر مستقیمی دارد. این فعالیتها٬ پروتئینی تولید می کند که از مرگ نورون ها جلوگیری کرده و تشکیل ارتباطات عصبی جدید در مغز را تحریک می کند.

با این حساب میانگین عمر ایرانیان به دلیل فعالیتهای اجتماعی اخیر٬ به طور محسوسی افزایش خواهد یافت تا حدی که هیچ نوع بیماری و عامل خارجی قادر به شکستن این میانگین برای کاهش طول عمر نیست! همه حوادث اخیر هم بهانه ای برای تامین این هدف بوده است...

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:40  توسط حریر  | 

 

درانبوه قیل و قال روزمرگی، در عصر وجدان های سرما زده، کسانی را دیده ام که بودنشان نذردیگران شده است. رنج برده اند و قداست قلم را پاس داشته اند،غرور بر قامت قلم شکسته اند و مقام و جان را قربانی اش کرده اند تا بر این ودیعه الهی، امانتدار صادقی باشند.

ثبت تصویر دیروز و فردا، دغدغه جان هایی است که فراموشی در آئین شان نیست تا نکند از یاد ببرند یا از یاد برده شوند. دلشان بارگاه دوست داشتن های مداوم است با قلم در رگ جامعه جاری هستند.  

آئین تان پایدار، قدم هایتان استوار

روز خبرنگار بر همه دوستان و خبرنگاران به ویژه همسر گرامی مبارک!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 14:55  توسط حریر  | 

   امروز رئیس خواست همه دور هم جمع شویم. لشکر شکست خورده کم کم به صف شد. ما هم که هنوز معلوم نیست جزء نیروی خودی هستیم یا نه خودی! نشستیم در جلسه. حاج آقا که بیشتر حاجی آقاست تا آقای رئیس، اعوذ بالله گفت و آغاز کرد. هر چی منتظر ماندیم که حرف اساسی امروز و تاکیدات برای حضور ما چه بوده، چیزی دستگیرمان نشد. فقط فهمیدیم که هر کس بعد از جلسه درباره مطالب مورد بحث در جلسه حرفی بزند یا انتقادی کند، قلب مریضی دارد و آدم مریض احوالی است.ضمن این که برای خروج چنین افرادی از مجموعه، تصمیمات مهم گرفته خواهد شد.

 این جلسه 45 دقیقه ای با مطالبی در خصوص غیر قابل اصلاح بودن ذات و عمل « افراد حاصل از نطفه های حرام» به پایان رسید.

براساس تهدیدهای فوق الذکر، کمتر کسی امروز درباره ارتباط مطالب جلسه و افراد «غیرحلال زاده»، تحلیل ارائه داد!

درتشریح شرایط روز، همین بس که رئیس بزرگ در حال کوچ از اقامتگاه ده ساله شان هستند و فعلا هرکی هر کی است!

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 21:2  توسط حریر  | 

عقاید المردمان به قلم:
امید مهدی نژاد

■ اگر صبح از خواب پا شد و لنگه جورابش را پیدا نکرد، کارش خوب می‌شود. اگر لنگه جوراب راست گم شده بود ثروت پیدا می‌کند و اگر لنگه چپ بود باید صدقه بدهد، ولی قطعاً طی روزهای آتی دستگیر خواهد شد.

■ اگر چند نفر که با هم حرف می‌زنند، یک‌مرتبه خاموش شوند، علامت این است که دارد یک اتفاقی می‌افتد. اگر بحث‌شان سیاسی بوده، جناح رقیب در حال توطئه است و اگر مالی بوده، قیمت زمین در حال صعود است.

■ موتور هوندا 125 ثواب دارد. اگر کلاه کاسکت هم داشته باشد ثواب بیشتر دارد و اگر چوب داشته باشد، بهشت واجب می‌شود.

■ مرد نباید در اتاق کنیتکس یا کاغذ دیواری تنها بخوابد. اگر تنها بخوابد سه جن بر او ظاهر شده وادارش می‌کنند در برنامه تلویزیونی اعتراف مستقیم کند. زن اگر تنها بخوابد ایراد ندارد.

■ اگر جلوی جورابش سوراخ باشد باید بدوزد، وگرنه فلاکت می‌آ‌ورد. اگر پاشنه جوراب سوراخ باشد اشکال ندارد، فقط موقع نشستن جوری بنشیند که سوراخ معلوم نشود.

■ اگر در خواب میز مدیریت ببیند، ارتقا شغلی در پیش است. دستبوس مافوق برود و پاچه‌هایش را بخاراند. اگر خودش پشت میز نشسته باشد بخت است و اگر دیگری پشت میز نشسته باشد و او روی میز باشد، فردا از کار معلق می‌شود.

■ اگر در خواب ببیند دارد از یک مسئول دولتی انتقاد می‌کند، سریعاً بیدار شده، استغفار کند. سه روز وقت دارد با روزنامه اصولگرا تماس گرفته، در ستون خوانندگان از مسئول حلالیت بطلبد، والا جهنم می‌رود.

■ مسافرکش موتوری به کسی بگوید «موتور...!» از سه حالت خارج نیست. اگر در خط ویژه باشد شیطان است. بسم‌الله بگوید، می‌رود. اگر کلاه کاسکت داشته باشد، فرشته است. هیچ‌چیز نگوید خودش غیب می‌شود. اگر کلاه کاسکت نداشته باشد آدمیزاد است. مسیرش را بگوید، اگر خورد، با او برود.

■ هرکس در ساعت غروب، دزدگیر ماشینش بی‌علت بوق‌بوق کند، ظرف سه روز ماشینش را می‌دزدند و جنازه‌اش در اوراقی پیدا می‌شود و برو برگرد هم ندارد. به پلیس هم خبر ندهد که فایده ندارد و پلیس کارهای مهم‌تر دارد.

 ■بچه که تازه به دنیا می‌آید، در هنگام گرفتن ناخن‌های او باید پول توی کفشش بگذارند تا پولدار شود، یا دوربین به دستش بدهند و پول هم بگذارند تا اخراجی‌ها بسازد و پولدارتر شود. قلم در دستش بگذارند شاخص فلاکتش بالا می‌رود و خوب نیست.

 ■ دیدن پرشیای سفید مراد است. اگر مال همسایه باشد زنگ بزند و اجازه بگیرد تا دزدگیر را خاموش کنند و خودش را هفت دقیقه به گلگیر و سپر آن بمالد تا از مراد نصیبش شود. اگر زانتیای سفید باشد مرادش بیشتر است و اگر ماکسیما باشد کیفش کوک خواهد شد. پراید خاصیت ندارد، خودش را به آن نمالد.

 ■ پیکان هفت جان دارد. هرکدام ره که بگیرند با آن‌یکی راه می‌رود. هرکس پیکان در خانه داشته باشد نفروشد که برکت از خانه‌اش می‌رود.

■ ناف بچه تازه به دنیا آمده را در سوراخ موش بیندازند، بچه موذی خواهد شد. در جوب آب بیندازند واسطه و دلال می‌شود. در پاساژ بگذارند تاجر می‌شود. فقط در دفتر روزنامه یا مجله نیندازند که بیچاره خواهد شد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 14:24  توسط حریر  | 

سوال از شریفی نیا (بازیگر) در حاشیه مراسم تنفیذ:
- سلام علیکم برادر! با توجه به نقش محوری جنابعالی در اخراجی های ۳ و در حنا ماندن دستان مبارک حضرت آقای ده نمکی٬ امروز درصد موفقیت تان را در «رفع ممنوعیت فعالیت» تان چند درصد پیش بینی می کنید؟ واصولا شیطنت های جنابعالی و ممنوع الکار شدن تان در چه راستایی بوده است؟

نکنه آموزشی:
 ۱. صدبار استاد گفت «ممنوع الکار» ترکیب اشتباهی است...
۲. سوال خبرنگار بالا از نوع «ترکیبی» است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 13:46  توسط حریر  | 

علیرضا قزوه

 

باید بروم راه من از کوه و کمرهاست
هرچند که پایان شبم غرق سحرهاست


ساقی! به خدا دور غریبی ست بگردان
دیری ست که در ساغر ما خون جگرهاست


پیمانه به من دادی و گفتی به سلامت
می نوشم از این زهر که لبریز شکرهاست


رفتم به تماشای جمال تو در آتش
دیدم که در آن سوی قیامت چه خبرهاست


وقت است که از آینه بیرون بزنم باز
آیینه ندانست که در من چه سفرهاست


چشم پسران است به اندوه پدرها
اشک پدران است که در خون پسرهاست


دیروز به دست من و تو آینه دادند
امروز ولی نوبت رقصیدن سرهاست

                                تابستان ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 13:23  توسط حریر  | 

"برد پیت" ۴۵ ساله قرار است از سینما خداحافظی کند. گفته است در سینما به هر آنچه خواسته رسیده و فکر نمی کند موقعیت های بهتری در انتظارش باشد. او گفته است بازیگری برای افراد میانسال دیگر جذابیتی ندارد...

۱. قابل توجه افراد ۴۵ ساله و بیشتر!
۲. قابل توجه هنرمندان٬ فوتبالیستها٬ سیاستمداران و غیره.
۳. در اینجا٬  ۶۰ ساله ها حتی مدعی هستند که به یک صدم هرآنچه خواسته اند نرسیده اند...
۴. ظاهرا  ۴۵ ساله ها و بالاتر در ایران٬ تازه در این سن با جذابیت های هنر٬ ورزش و سیاست آشنا می شوند!
...
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 13:8  توسط حریر  | 

آگهی بازرگانی:

دانشجویان طالب علم و تفکر استدلالی٬ 
خانم های علاقمند به تناسب اندام
افراد هویت گم کرده٬ 
افراد لکنت زبان٬
تحول خواهان٬
تغییر طلبان٬...

دیگر نگران بن بست و شکست نباشید
یک چهاردیواری کوچک کنار حیاط بسازید و...

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 18:28  توسط حریر  | 

رئیس جمهور در مراسم تنفیذ٬  "عدالت‌گستري "، "پاک‌دستي "، "حفظ استقلال کشور" و "احترام به کرامت انساني" را از جمله اولويت‌هاي دولت دهم برشمرد.

سمینار «پاک دستی٬ راهکارها و چالشها» را عشق است!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 18:13  توسط حریر  | 

در ايران تاکنون هيچ حادثه‌اي كه منجر به خسارت و هزينه شده باشد رخ نداده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 11:1  توسط حریر  | 

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند؟
پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند
عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند!

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز
این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:53  توسط حریر  | 

 
پس از قواي مجريه و مقننه و شوراي نگهبان، موسوي به قوه قضاييه هم تهمت تقلب وارد کرد تا با اين کارش عدالت را ميان قواي سه گانه نظام جمهوري اسلامي اجرا کرده باشد.
 
به گزارش ايرنا به نقل از شبکه ايران، ميرحسين موسوي، کانديداي شکست خورده دهمين انتخابات رياست جمهوري در جديدترين بيانيه خود، ‌قوه قضائيه جمهوري اسلامي ايران را هم متهم به تقلب کرد.
وي در بيانيه اي که در واکنش به اولين دادگاه رسيدگي به پرونده اغتشاشات اخير منتشر کرد نوشت که از دادگاهي که همه چيزش تقلبي است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند.
موسوي پيش از اين اتهاماتي را به دو قوه ديگر وارد کرده بود؛ او قوه مجريه را به تقلب آشکار در انتخابات دهم رياست جمهوري و قوه مقننه را متهم به جانبداري آشکار از محمود احمدي نژاد کرده بود.
کانديداي شکست خورده انتخابات رياست جمهوري پس از اعلام نتايج اين انتخابات، همين اتهام را نيز به شوراي نگهبان وارد کرده بود.
موسوي در حالي به قواي سه گانه کشور و ارکان اصلي نظام جمهوري اسلامي اتهام وارد کرده است که در روزهاي اخير مدعي شده مي خواهد فعاليت هاي سياسي آتي خود را در قالب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دنبال کند!
وي در بيانيه اخير خود با اشاره به جلسه روز گذشته دادگاه رسيدگي به اغتشاشات که به صورت علني برگزار شد، نوشت که "در آن چيزي نيافته است"،‌ بلکه تنها صداي "ناله اي عميق از سرگذشت دردناک اعتراف کنندگان را در پنجاه روز اخير" شنيده است.
او، عليرغم تاکيد چندباره ابطحي و عطريانفر به صادقانه بودن سخنانشان در دادگاه و پشيماني‌شان از آنچه درباره تقلب در انتخابات گفته و يا نوشته بوده اند، آنها و ديگر معترفين را انسان هايي "له شده" توصيف کرد که "به آنچه ملزم شده اند، اقرار کردند ."
البته ميرحسين موسوي طبق روال گذشته از پرداختن به موضوعات تکان دهنده اي که ابطحي و عطريانفر آنها را افشا کرده بودند خودداري و سعي کرد همچون 9 بيانيه سابق خود باز هم از تکنيک به کار بردن "کلمات احساسي" به جاي بيان منطق بهره ببرد.
موسوي در بيانيه هاي قبلي خود هم که درباره تقلب در انتخابات صادر کرده بود هيچ مدرک و مستندي براي ادعاي خود منتشر نکرد.
وي و نمايندگانش حتي از انعطاف شوراي نگهبان براي بررسي ادعاهايش درباره شمارش آراء، طفره رفت و در تمامي بيانيه هايش تنها از "مردم" مي خواست تا در خيابان ها به ياري او بشتابند!
در راستاي به کارگيري همين تاکتيک بود که او در دهمين بيانيه‌اش نوشت: "دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گيران ديگر به استخوان مردم رسيده است تا جايي که اينک از ميان کساني قرباني مي‌گيرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند."
اين در حاليست که اعترافات ديروز ابطحي وعطريانفر بيش از همه شخص موسوي و پس از آن هاشمي و خاتمي را در مظان اتهام آشوب آفريني هاي اخير قرار مي دهد.
در اين راستا وي باز هم طبق عادت سابق، بدون ارائه هيچ مدرکي و عليرغم تاکيد چندباره ابطحي و تضمين هاي چهارگانه عطريانفر مبني بر اختياري بودن اعتراف ها و عدول نکردن از اظهارات ديروز در صورت آزادي، قوه قضائيه را متهم به شکنجه، آن‌هم از نوع "قرون وسطايي" کرد .
وي اعتراف‌هاي ديروز دوستانش در محضر دادگاه علني را "فاجعه" خواند و باز هم به"مردم" وعده داد که به زودي شاهد محاکمه مرتکبين "فجايع" اخير خواهند بود.
با تمام اين اوصاف بيانيه ميرحسين موسوي را مي‌توان نوعي فرار رو به جلو تلقي کرد.
به نظر مي رسد در اين راستاست که موسوي مي‌کوشد با انتشار اين بيانيه و اتخاذ مواضع مشابه، از اين حقيقت که خود او نيز روزي در جايگاه "اعتراف" قرار خواهد گرفت فرار کند.

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 615522
با تشکر از همه افراد و گروه هایی که این روزها نمونه های خوب آموزشی را برای تیتر و لید نویسی و ادبیات در خبر  فراهم می کنند!
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:26  توسط حریر  | 

امروز مراسم تنفیذ رئیس جمهور...
امروز که برای پنجرگیری کنار خیابان ایستاده بودم٬ خیلی احساس امنیت کردم. همه رنگ نیرویی قدم به قدم٬ کنار خیابان ایستاده بود. سبز٬ آبی٬ مشکی٬ اما سپر به دست نبودند... همگی خوشحال!
سرشار از این احساس٬ به اداره برگشتم. امنیت آنهم رنگی چقدر شیکه!
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:19  توسط حریر  | 

 

یک مادر خوب از دنیا کم شد. همین دو روز پیش... بارها دوست داشتم ببینمش و نشد. بارها دخترش نخواست و نشد. مرا می شناخت فقط به نام« مادر حریر» . چقدر دوست داشتم مرا هم ببیند و او را ببینم که نشد. سالها بیمار بود و دختران صبورش بهترین پذیرایی را از او کردند و حالا هیچ چیز برای پشیمانی و عذاب وجدان وجود ندارد.

دخترش، دوست و همکار من، الگوی صبوری، می دانست مادر در حضور مهمان و برای احترام، دقایق زیادی می نشیند که برایش سخت است. اما امروز دیگر او نیست تا در حضور مهمان ها خود را جابجا کند و دخترها نگران شوند و نیم خیز دستانش را بگیرند.

از اداره که دیر می آمدیم یا شب شعر یا جلسه... زنگ می زد وقتی می شنید که دخترش کنار من وحریر نشسته خیالش راحت می شد. کاش خیالش دیگر همیشه راحت باشد، لابد می دانست دختران صبور، وظیفه شناس، قانع، مهربان و مدبری دارد. حتما می دانست.

باید می دیدمش تا پیش روی خودم به دخترانش سفارش کند که مراقب آدم های حساس و زودشکن باشند. امروز حتما به دیدنشان می روم...   

روحش شاد...

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 18:34  توسط حریر  | 

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم:  آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 16:57  توسط حریر  |