تبليغاتX
حریر
            

                   حس خوبی از دیدن این عکس داشتم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 16:41  توسط حریر  | 

دو سه روز اخیر بابای حریر درگیر برگزاری اجلاس اوآنا بود. یکی از حاشیه های جالب این اجلاس که برایم تعریف کرد این بود که سه تا از خبرنگار های ژاپنی وقتی مهدی را دیدند با هیجان به سویش آمده اند و بعد متوجه شدند که مهدی٬ ایرانی است! بعد برایش تعریف کرده اند که دنبال آشنا می گشته اند و وقتی مهدی را می بینند به همدیگر می گویند«یک خبرنگار ژاپنی دیگه هم اینجاست! »خلاصه تا آخر وقت با هم صمیمی می شوند و مهدی عکس حریر را هم به آنها نشان می دهد٬ وقتی عکس را می بینند از شباهت حریر به ژاپنی ها بیشتر شگفت زده می شوند! شنیدن این خاطره هر چند برایم جالب بود اما عصبانیم کرد و گفتم چرا این چشم بادامی ها فکر می کنند یک دختر زیبای ایرانی  شبیه خودشان است؟  فعلا که کوتاه آمده ام!

دومین حاشیه دلشوره آور این اجلاس این بود که مهدی به من زنگ زد و گفت اگر موبایلم خاموش بود نگران نشو. ما برای ملاقات رئیس جمهور می رویم. بعد گفت همین لحظه آخری هم به من گفتند اونجا تو حرف بزن...
از سابقه رک بودن مهدی و دیدگاه انتقادی اش و حرف های فی البداهه ای که می زند٬ گفتم خدا به خیر بگذرونه!
به رئیس جمهور گفته بود که شما به دور از جایگاه فعلی تان در داخل کشور٬ در سطح بین الملل چهره محبوبی هستید و ...
امیدوارم وبلاگش فعالش بشه و بعضی تجربیاتش را ثبت کنه 
خلاصه مهدی آن شب٬ پسر حرف گوش کنی شد و شگفتی آفرید و  دیگر هیچ!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 17:40  توسط حریر  | 

این جمله را امروز روی یک بنر (نزدیکی های حسینیه ارشاد) خواندم:

"طرح فوریتی ترویج معارف اسلامی"

توضیحات زیادی داشت که اصلا جای توقف و مطالعه اش نبود. حالا این فوریتش یعنی چی؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 17:30  توسط حریر  | 

                 

                     

                  مهندس اسماعیلی(مدیرعامل خبرگزاری مهر) 
                                  به وزیر ارشاد:
          
         اون چند نفر را که می بینید بچه های خبرگزاری هستن
        یک حالی ازشون گرفتم که تا ۱۲ شب یک کله کار می کنن و
    و صداشون هم در نمی یاد!  اون وسطی هم مهدی فروتنه که تا ۳  
                         صبح هم کار کنه جیک نمی زنه!

 

            

                مهندس: این آقاهه کجا می ره؟ بیا عکس بگیریم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 20:15  توسط حریر  | 

کریمی مدیرکل دفتر تبلیغات و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتقاد از سازمان ثبت اسناد گفته است این سازمان نباید به اسامی غیرقانونی مجوز بدهد و به راحتی از کنار این موضوع بگذرد.
وی افزوده است این مشکلات ما فقط به نام شرکتها و... محدود نمی شود و به خانواده ها برای انتخاب نام فرزند هم تعمیم می یابد. برخی اسم بچه خودشان را درنا می گذارند که نام یک حیوان است!

***
اینطور باشد نصف مردم ایران باید نامشان را عوض کنند!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 11:6  توسط حریر  | 

مديرکل دفتر حقوقی وزارت علوم، تحقيقات و فناوری با تشريح آخرين وضعيت پيگيری قضايی يک موسسه غيرمجاز آموزش عالی گفت: پرونده موسسه ای که در زمينه خريد و فروش مدارک دانشگاهی در تهران فعاليت می کرد اکنون توسط پليس در دست بررسی است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:53  توسط حریر  | 

سی و یکمین نشست کمیته اجرایی و بیست و پنجمین نشست گروه فنی ـ خبری خبرگزاری‌های آسیا ـ اقیانوسیه (OANA) از 22 تا 26 آبان‌ماه جاری به میزبانی خبرگزاری مهر و با حضور مدیران ارشد خبرگزاری های این دو قاره در تهران برگزار می‌شود.
"پرویز اسماعیلی" مدیر عامل خبرگزاری مهر و رئیس ستاد اجرایی این سازمان در تهران درباره جزئیات و برنامه‌های نشست OANA در تهران گفت: سی و یکمین نشست کمیته اجرایی و بیست و پنجمین نشست گروه فنی ـ خبری خبرگزاری‌های آسیا ـ اقیانوسیه OANA یکشنبه 24 آبان‌ماه در تهران برگزار می‌شود و تا کنون حضور 40 نفر از مدیران عامل و مسئولان ارشد 18 خبرگزاری مهم منطقه و همچنین شاخص ترین چهره های خبری قاره آسیا در آن قطعی شده است .

وی درباره برنامه‌های نشست OANA گفت: افتتاح رسمی این نشست ساعت 9 صبح یکشنبه هفته آینده 24 آبان ماه در محل هتل انقلاب تهران و با شعار "جستجوی تعامل در جهان رسانه" با سخنرانی دکتر سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز می‌شود و احمد مخلص یوسف مدیر عامل خبرگزاری آنتارا و رئیس اوآنا نیز دیگر سخنران نشست در مراسم افتتاحیه است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:50  توسط حریر  | 

  رئیس قوه قضائیه استفاده از تجارب ارزنده قضات با سابقه را در کارآموزی قضات ضروری دانست و بر استفاده از دیدگاه قضات در تهیه لوایح تاكید كرد.

رئیس قوه قضائیه افزود: کمال انسانی، اخلاق است و تحصیل اخلاق حسنه برای همه آحاد بشری ضرورتی انکارناپذیر است و عقل و نقل هم بر آن تأکید دارد...

آیت الله آملی لاریجانی با تأکید بر حسن اخلاق قضات و کارکنان دستگاه قضایی در برخورد با مراجعان بیان داشت: برای قضات که با جان و مال و عرض و ناموس مردم سر و کار دارند تحصیل اخلاق حسنه و اجتناب از رذایل یک اصل است و فقدان آن موجب لطمه به جایگاه قضاوت و اساس حکومت است. 

*** 
برخی قضات با تجربه ما اینقدر خودرای هستند که تاب کلاس و آموزش را نداشته و در خود نیازی به تحصیل اخلاق حسنه نمی بینند. آنها به روشهای منحصر به فرد اخلاقی در مقام خود دست یافته اند! رئیس دستگاه قضا قبل از این که ضرورتی برای آموزش قضات در نظر بگیرد باید به ضرورت پالایشی تاکید کند که درآن قضاتی که ذهن مردم را به این قشر بدبین کرده اند حدف شوند...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:42  توسط حریر  | 

یکی از کاربران سابت  تابناک مطلب زیر را برایشان ارسال کرده است: 

مجرم به افرادی گفته می شود که بر اساس عللی نمی توانند در چهارچوب قانون عمل نمایند و هنجارشکنی می کنند البته طیف گسترده ای در زیر مجموعه مجرمین قرار می گیرد و انواع بزه های اجتماعی مثل قتل و سرقت و قاچاق و ... را شامل می گردد:

وقتی ما به کتب آسیب شناسی اجتماعی مجرمین مراجعه می کنیم معمولا" علل در سه دسته زیر خلاصه می گردد:

1- دیدگاه اقتصادی و طبقاتی افراد: هرچه به فقر و نداری بیشتر نزدیک شویم آمار جرم بیشتر ملاحظه می شود.

2- دیدگاه روانشناختی: نبود شیوه های تربیتی مناسب ـ انواع مشکلات روحی روانی افراد ـ عدم کارآیی در استفاده از شیوه های مناسب برای مبارزه با مشکلات زندگی.

3- دیدگاههای اجتماعی: تاثیر بحرانها و آسیب های جامعه در گرایش افراد به جرم.

ولی بنده فکر می کنم علت مهم دیگری نیز وجود دارد که معمولا" کمتر بدان پرداخته می شود و آن تاثیر ویرانگر مدیران نالایق و مسئولین فرهنگی و تربیتی جوامع است که با وجود حداقل توان هوشی و بر اساس موج گروه گرایی و رابطه گرایی بر صندلی مدیریتی می نشینند.

این افراد با رابطه گرایی و استفاده از روشهای تیمی و بده بستان های درون گروهی سعی در رفع مشکلات پیش رو داشته و تمایل شدیدی به برجسته نمودن ضعف های افراد پیرامونی نشان می دهند. درست برخلاف اصول مدیریتی مبتنی بر ایجاد انگیزه بر اساس شیوه های روانشناسی... به همین دلیل نیز افرادی را که باب روح خود نیافتند مورد فشار قرار داده و در نهایت انگیزه های جرم را در افراد به وجود می آورند...
من فکر می کنم افرادی که استعداد برجسته ای دارند و یا به نوعی از نبوغ بهره مندند اگر فرصت کار بدان ها داده نشود و مورد طرد مدیران مشکل دار قرار گیرند اینها در نهایت یا منزوی می شوند و یا اینکه تمایلات انتقام اجتماعی در آنها شکل می گیرد.
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:6  توسط حریر  | 

   زن کلافه بود. غر می زد که برای یک کار کوچک مجبور شده چندین بار به بانک بیاید و در زمان کمی که برایش باقی مانده دیگر فرصت کاغذ بازی را ندارد. این زن مقیم آمریکا می گفت: ایران از هر لحاظ بهتره اما یک چیزش را نمی شه تحمل کرد. اینجا هیچ کس سر جای خودش نیست. من توقع ندارم که با یک تلفن کارهای اداری ام را انجام دهم ولی نباید برای یک برگه اینقدر معطل بشم و به خاطر نبود پرسنل یا ناقص انجام شدن کار چندین بار مجبور به مراجعه بشم...

این زن برای چه کار مهمی عجله داشت؟ او نمی داند اگر این روند نباشد، ما وقت اضافه می آوریم. وقتی هم وقت اضافه بیاید، مردم سرشان به کار دیگران گرم می شود و اینطوری احتلافات افزایش پیدا می کنه و ورودی پرونده ها زیاد می شه و ...

پس این معطلی ها و کارشکنی ها و بی توحهی به ارباب رجوع و ناکارامدی ها، حکمتش در کاهش جرم و جنایت است.  زن 30 سال از اینجا دور بوده و با شیوه های نوین کاهش وقوع جرم آشنا نیست. اصلا به خاطر همین چیزهاست که آمار جرم و جنایت در آمریکا بالاست دیگه!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 9:39  توسط حریر  | 

  دیروز کسی می گفت پارک قائم در جوار دادسرای یافت آباد محل تجمع قاچاق چیان مواد مخدر و اوباش منطقه است. از قول یکی از اقوام شان که در نیروی انتظامی است می گفت که این افراد ، به نیروی انتظامی منطفه نیز خسارت زده اند...

اگر چنین جایی هست آیا باید احساس عدم امنیت اینگونه تکثیر شود؟ بر فرض وجود چنین معضلی به دلیل کمبود نیرو یا هر چیز دیگر،  آیا امکانات زیاد نیروی انتظامی تهران بزرگ نمی تواند مانع ایجاد این تصویر در ذهن مردم شود؟ آیا مهار  یک ناحیه شناخته شده کار سختی است؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 9:36  توسط حریر  | 

یکی دو روز پیش، مغازه  یکی از اقوام  را دزد زد . آقای دزد یک مرد بسیار متشخصی بود که جلوی دوربین های مداربسته رژه هم رفته بود...وی با سرگرم کردن فروشندگان، به بهانه آوردن کیف پول به طرف خودروی مدل بالایش رفته و دیگر برنگشته بود.  این دوست ما،  فیلم را در اختیار پلیس گذاشت. آقایان پلیس اظهار داشته بودند در این حوزه وسیع، ما فقط 12 نفر نیرو داریم و توقع شما برای اقدامات پیشگیرانه بجا نیست!  آنها ادامه داده بودند که به هیچ وجه امکان پیگیری و شناسایی دزد مغازه هم وجود ندارد

 

نتایج امنیتی، تفریحی!:

  1. منطقه مورد نظر برای هر نوع سرقت امن و امان است!
  2. تا جسدی پیدا نشود، هیچ نوع اقدامی ضروری نیست!
  3. سرقت اصولا از انواع جرایم قابل پیگیری نبوده و در اولویت قرار ندارد!
  4. فیلم دوربین های مداربسته تان را برای گذران اوقات فراغت آخر هفته تان بازبینی نمایید و انواع ترفندهای سرقت را مرور کنید. لااقل از فیلم های تلویزیون مهیج تر و واقعی تر است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:6  توسط حریر  | 

  معاون مطبوعاتی ارشاد در حال تبیین سیاست های ارشاد در حوزه رسانه  است. شیوه این تبیین هم به ترتیب حروف الفباست! ظاهرا به سایز عکسهای کار شده  افراد و تعداد خطوط خبر مرتبط به شخصیت ها و نیز امکانات زیادی رسانه هم بسیار علاقمند است!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:4  توسط حریر  | 

  مرد می دانست چند ثانیه بیشتر فرصت ندارد اما بقیه فکر می کردند چند سال دیگر فرصت هست. مرد خواست پسر یک ساله اش را ببیند. می دانست که دیدار آخر است اما دیگران نمی دانستند. مسیحای یک ساله را نشانش دادند و او دقیقه ای بعد با چشمان خیره شده به پسر، برای همیشه ترکش کرد. اطرافیانش به سختی توانستند چشمان پدر را ببندند. همه امروز به تفسیر نگاه مسیحا و پدر در دقیقه آخر فکر می کردم. شاید این نگاه، قول های یک پسر به پدر بود یا نصیحت و دعای خیر پدر برای پسر...

این نگاه ها همیشه هست.  دو طرف چقدر قادر به تفسیرش هستند؟ اثرات این نگاه ها چقدر دم مسیحایی دارد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 0:2  توسط حریر  | 

  ابراز سلیقه و عقیده آقای مدیر در جمع اداری با منطق، عقل و مصلحت سازگازی ندارد. یادم هست که مدیر قبلی وسط گود سیاست بود اما ذره ای جانبدارانه رفتار نمی کرد، اجازه نمی داد خط مشی فکری او در ویترین کاریش دیده شود، در بیانش محتاط بود و لزومی نمی دید که سمت و سوی فکری اش را به جمع تحمیل کند. جسور بود، نه این که از ابراز عقیده عریان واهمه ای داشته باشد اما مصلحت نگر، عاقل و دوراندیش بود. می دانست جای هر چیز کجاست... اما هر چه مدیر قبلی اینگونه بود، مدیر فعلی، عقایدش را حلوا حلوا می کند!  در جلسه ای رسمی به یکباره  سراغ سیاست می رود و نظر همکاران  را درباره  رایی که به صندوق انداخته اند می پرسد. حرف هایی می زند و تائید چشمی حاضران را می خواهد. خطوط فکری خود را بی محابا ترسیم می کند و می پرسد« اینطور نیست؟ »  و در آن جمع اتفاقا مصلحت نگر همه سر به نشانه تائید تکان می دهند که « درست است، کاملا درست است»

نمایش این رفتار و عقاید جانبدارانه ، شخصی و البته تحمیلی از سوی یک مدیرکل چه توجیه منطقی دارد؟ مدیرکل شنیده است کسانی به کاندیدای X   رای داده اند می پرسد چرا؟ اظهار تاسف می کند  و تک تک به چشمان بچه ها خیره می شود.

آقای مدیرکل، راستی نتایج جلسات اداره در خصوص کارکردهای فرهنگی سازمان و اجرایی کردن آنها به کجا رسید؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 0:16  توسط حریر  | 

 

با عرض معذرت از انواع محترم، خیلی از آقایان میانه خوبی با احترام پذیری ندارند! اگر راننده ای راهنما بزند که توقف کند، شیشه را پایین آورده و با کلمات نا متناسب، به پارک خودروی او اعتراض می کنند!

اگرلازم باشد جلوی خودروی دیگران می پیچند و با  پیشدستی به راننده دیگر اعتراض می کنند. این اعتراض خیلی تابع اصول اخلاقی نیست!

این نوع از آقایان گاهی در صف نان بر سر دیگران فریاد می زنند و حواس شان نیست  که حرف هایشان مناسب شنیدن برای خانم های داخل صف نیست!

همین آقایان در محیط کار به نظر خانم ها بی اعتنا هستند و با برخورد حذفی و اهانت های شغلی، از انواع خطرناک آقایان هستند...

برخی از آنها در بیرون شاد و در خانه عبوسند. اینها هیچ جایی را برای احترام پذیری باقی نمی گذارند و هر بلایی سرشان بیاید حق مسلم شان است...

 

در مقابل این گروه احترام ناپذیر، معدود آقایانی هم هستند که در اغلب شرایط به خانم ها حق تقدم می دهند و تا حد ممکن با ایجاد حمایت فکری یا تامین امنیت روحی و شغلی برای خانواده یا همکاران خود ، بالاترین درجه لیاقت را برای احترام و قدردانی به خود اختصاص می دهند...

دربسیاری از ادارات، این نشان خاک می خورد. در خیابان کمترکسی را می بینم که این نشان بر سینه اش حک شده باشد.  اما من درجه داران زیادی در خانواده دارم شما چطور؟

متاسفانه برخی از این نشان ها فقط در شعاع خانواده می درخشد و در حضوردیگران اعتبارش کمرنگ می شود. آیا جامعه ما خانواده بزرگ ما نیست؟   

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 20:5  توسط حریر  | 

 سطح علمی دانشگاه پیام نور نسبت به سال های اخیر ارتقاء محسوسی داشته است. جذب اساتید صاحب نام در رشته های مختلف و افزایش ساختمان های مستقل برای برگزاری کلاس های آموزش، نشان از اهتمام جدی مسئولان دانشگاه برای این ارتقاء بوده است. همین  حضور اساتید قوی، استقبال دانشجویان را افزون کرده که خارج از پیش بینی بوده و کلاسها را از حالت رفع اشکال خارج ساخته است. ضمن این که دانشجویان جدید نیز با مشاهده کلاسهای منظم و مفیدی که تعریفش را می شنوند، برخلاف گذشته، رغبت زیادی برای حضور فیزیکی در کلاسها پیدا کرده اند که ظاهرا با اهداف مجازی بودن این دانشگاه زیاد سازگاری ندارد. نتیجه همه این چیزهای خوب می شود راهرونشینی دانشجویان در برخی رشته ها...

اشکال کار هم این است که ساختمان ها ظاهرا بازسازی شده اند و پیش از این برای اهداف و امور دیگر مورد استفاده قرار می گرفته اند و اکنون جوابگوی این حضور نیستند.

شاید آمفی تئاتر یا سالن اجتماعات، موقتا مشکل را برطرف کند اما اگر قرار بر ادامه سیاست جذب اساتید خوب و برگزاری کلاسهای پرطرفدار باشد، به زودی به تعداد راهرو نشین ها  اضافه خواهد کرد.  

امروز خبرنگار خبرگزاری مهر آمد و با تهیه عکس و گزارش از کلاس مدنی 3 ، اعتراض دانشجویانی را که 5 ساعت مداوم در راهرو نشسته بودند و بقیه که در شرایط بدی داخل کلاس، درس را دنبال می کردند، ثبت و ضبط کرد...

باید دید فردا کدامیک از مسئولان این گزارش را می خواند و احتمالا راه حل مناسبی در نظر خواهد گرفت. آیا دانشجویان هفته بعد نیز غرغر کنان  سر کلاس و یا راهرو خواهند نشست؟ آیا باز هم مجبور خواهند بود که برای شانس حضور در داخل، یک ساعت ونیم قبل از شروع کلاس(7 صبح روز جمعه) به دانشگاه بیایند و جا بگیرند؟

این گزارش و عکس ها را ببینید!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:59  توسط حریر  | 

این کتابهایی بود که پنجشنبه از نمایشگاه کتب دانشگاهی خریدم. البته کتابهای دکترمیرمحمدصادقی هم بود که اینجا اشاره نکردم.

محشای قانون مجازات اسلامی، دکتر ایرج گلدوزیان
قانون مجازات اسلامی در نظم کنونی، دکتر شکری وقادر سیروس
قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی، دکترکاتوزیان
جداول حقوقی، غلامرضا جلائیان
سوالات طبقه بندی شده حقوق مدنی، میترا ضرابی
 سوالات طبقه بندی شده حقوق جزای عمومی، رضا شکری

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 21:57  توسط حریر  | 

پنج زن برای تصدی پست قضاوت در  امارات به کار گمارده شدند...
به گزارش روزنامه «القدس العربی»، دکتر «احمد بن عبدالعزیز الحداد»، مفتی دبی اجازه داده که این پنج زن به عنوان قاضی در محاکم کشور امارات فعالیت کنند.

چقدر عقب افتاده اند. ما کرور کرور مدیر زن و قاضی و  وزیر  و  وکیل زن داریم. اینقدر مطرح نمی کنیم... از بس تواضع و طبع بلندی داریم! رسانه هاشون نمی دونند عدد ۵ ٬ ارزش خبری فراوانی نداره؟ البته برای آنها داره!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 1:6  توسط حریر  | 

خبر:
وزير حج و زيارت افغانستان براساس نامه‌اي که احمد شاه ابدالي خطاب به سلطان عثماني درسال 1762 ميلادي نوشته و درآن خواستار تشکيل سپاه مشترک و حمله به ايران  و تحويل اراضي اطراف مسجدالحرام براي ساخت مسجد افغانها شده خواستار اراضي مذکور توسط دولت عربستان به اين کشور شد.
این افغان ها چه بامزه اند... صد رحمت به زمین خواران داخلی! که فقط در محدوده ملی فعالیت می کنند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 0:48  توسط حریر  | 

پزشکان ژن عصبانیت در مردان را شناسایی کردند! آنها می گویند مردان عصبانی و پرخاشگری که تاکنون یکبار رفتار خشونت‌آمیز همراه با ضرب و جرح انجام داده‌ و زندان را تجربه کرده‌اند در بدنشان این ژن را به همراه دارند.
پزشکان بر این باورند با شناسایی این ژن والدین می‌توانند پیش از تولد فرزندان‌ پسرشان٬ ژن عصبانیت و پرخاشگری را اصلاح کنند تا شدت بروز خشونت و جرم را در زندگی آینده جوانانشان کاهش دهند.

۱. قابل توجه برخی سازمانها که دنبال راه های کاهش وقوع جرم هستند و شنبه هم می خوان جلسه بگذارن!

۲. فقط آقایان دارای این ژن هستند؟  
(اعضای گروه تحقیق٬ همه خانم بودند!)

۳. این ژن در ایران از نوع جهش یافته اش٬ بسیار تنوع داشته و مد محسوب می شود...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 0:39  توسط حریر  | 

روزنامه جمهوری اسلامی:

علی آبادی درحاشیه بازی فوتسال بانوان ایران و ژاپن٬ در رختکن بازیکنان حضور یافت و این پیروزی را به بانوان ایرانی تبریک گفت...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 21:58  توسط حریر  | 

دومین چراغ قرمز هم گذشت و زن همچنان منتظر ماند. یک خودرو با التماس خواست که وقتی از کوچه فرعی بیرون آمد زن به او مجال دهد. چراغ سبز شد و خودرو از فرعی بیرون آمد.
راننده تاکسی که عقب تر از خودروی زن ایستاده بود فریاد زد: بیشعور چرا بهش راه دادی؟ چراغ سبز فقط ۲۰ ثانیه ست...

اینقدر عجله؟ چرا باید اینقدر ناصبور باشیم و نتوانیم گذشت کنیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:35  توسط حریر  | 

چشمه های خروشان تو را می شناسند

موج های پریشان تو را می شناسند

 

اینک ای خوب  فصل غریبی سرآمد

چون تمام غریبان تو را می شناسند


 تولد امام رضا(ع) مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:59  توسط حریر  | 

   ماجون و باجون حریر طبق عادت هر سال که لحظه تحویل سال و نیز تولد امام رضا(ع) به مشهد می روند امسال نیز عازم شدند. اما امسال قضیه جالب بود. 15 پرواز فوق العاده به مشهد اختصاص پیدا کرد با این حال همچنان خیلی از مسافران درآژانس ها بدون بلیت ماندند و به آنها گفته شد« بلیت نداریم اما شاید بتوانیم به قیمت 190 برایتان جور کنیم! »

هتل هم چون تولد امام رضاست شبی 180 هزار تومن...

 خیلی ها برای عرض تبریک، آرزوی تشرف چند ساعته دارند،  امام رضای عزیز! برای انسان های شریفی که اینقدر در این راه دلالی می کنند، توصیه ای ندارید؟

انصافا امام رضا(ع) خیلی هوای میزبان های خود را دارد والا تو این همه سال، حال مشهدی ها با این همه آدرس اشتباه دادن و گرانفروشی و ... باید گرفته می شد.

ارادتمند مشهدی های موقعیت شناس!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:57  توسط حریر  | 

   خبر ارسال 8 دستگاه سمند به سوئیس که 8 ماه نیز روی استاندارد آن کار شده، 8 تا سوال در ذهنم ایجاد کرد!

1. چرا این ایرادها برای خودمان رفع نمی شود؟
2. چرا سوئیس؟
3. چرا 8 دستگاه؟
4. آیا همین 8 دستگاه مشتری سفارش دهنده ای دارد؟
5. این ارسال به درخواست کدامیک از طرفین بوده؟
6. آیا سوئیسی ها ازخیر ولوو، بنز و ... گذشته اند؟
7. آیا ایران خودرو، سمند را مثل کشورهای آسیای میانه، سه تا صدتومن خواهد فروخت؟
8. آیا...؟


پی نوشت: دوستی می گفت این ۸ تا برای نمایشگاهی فرستاده می شود که در حاشیه آن قرار است تمشک طلایی بدهند...
بالاخره جایزه٬ جایزه است برای ایران خودرو چه فرقی می کنه؟ تازه برای رسانه های ما هم که با آب و تاب به این جایزه بپردازند و در آن چندین«ارزش خبری» کشف کنند خوبه دیگه!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:55  توسط حریر  | 

  خیلی ازخودروها گاه چنان دود می کنند که لحظاتی آسمان پیش رو تیره و تار می شود. حتی مواقعی از این فضای ایجاد شده احساس خطر کرده و سرعتم را کم می کنم چون چند ثانیه همه چیز در هم می پیچد.

فکر می کردم مسئولان اگر واقعا دنبال راه چاره هستند و دلشان می سوزد،  به جای دفتر و دستک معاینه فنی، گشت های سیاری را برای متوقف کردن این « اسناد عیان» در محل، درنظر بگیرند و آلودگی را به کمتر از نصف کاهش دهند.( لازم است البته اعضای این گشت های سیار، سبیلی برای چرب شدن نداشته باشند!)
 این راه حل سخت و هزینه دار نیست. اما مسلما به ضرر دلالان معاینه فنی است که با 30 هزار تومن یک روزه  و بدون وجود ماشین می روند و برای مشتری، برگه معاینه مهر می کنند. تا وقتی این این روند هست و خیلی ها زیرآبی می روند و خیلی ها هم بازار راه انداخته اند، دلسوز واقعی و  اراده ای برای رفع آلودگی وجود نخواهد داشت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:51  توسط حریر  | 

 هر موقع که می روم پیش دکتر حریر بدون هیچ ملاحظه ای تاکید می کند که حریر باید  دو سه روزی در خانه استراحت مطلق داشته باشه... بالاخره این بار گفتم که آقای دکتر شما که از مسئولان وزارت بهداشت هستید ضرورت مرخصی مادران شاغل و موجه بودن آن در مواقع بیماری فرزندشان را هم مطرح کنید... که البته برای چنین تصمیمی، نظر و نفوذ خیلی های دیگر نیاز هست...
دکتر مثل همیشه با حریر مزاحی کرد وگفت: نظر تو چیه؟
دکتر مردد بود که برایم استعلاجی بنویسد. اما نوشت و گفت: بعضی وزارتخانه ها چنین کاری می کنند.انصاف هم همینه! اما باید قانونمند و فراگیر شود...

   یک بام و دو هوا در ایران همیشه بوده.  بیماری، بچه ها، مادران، کار، اداره... مگر با هم فرقی دارند؟ وقتی حقوق، اضافه کار، مزایا، ساعت کار و... با هم فرق دارد، مشکل فقط اینجاست که ما هنوز عادت نکرده ایم و توقعات بیجا داریم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:50  توسط حریر  | 

  امروز رفتیم خرید. آقای فروشنده کالایی را به ما داد و بدون دریافت هیچ هزینه ای گفت ببرید درمنزل  امتحان کنید اگر از طرح، اندازه و رنگ آن خوشتان آمد ما در خدمتتان هستیم... از بیعانه و شرط  فقط تعویض و... هم خبری نبود.

اینجا تهران است صدای ج.ا.ا   ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:46  توسط حریر  | 

اینجا آپارتمان که نه یک برج دارن می سازن! می گم کی تموم می شه؟
می گن چیه چه خبره قانون می گه تا ۴ سال فرصت ساخت داریم. 
قوانین به نفع شهرونده یا بساز و بفروش ها؟
 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 21:5  توسط حریر  |